...زندگی یعنی
The Beautiful Highlights of Life
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام
"قیصر امین پور"
پ.ن: وقتی اول مهر نزدیک میشه حس غریبی دارم .احساس میکنم یه سال از عمرم گذشته وبیشتر وقتم رو بیهوده گذروندم و این احساس همیشه بامنه.ای کاش می شد زمان رو به عقب برگردوند...
لب رود .... پای یک بید کهن
داشتم از ایثار ،از صداقت، از عشق
می نوشتم شعری
که چه زیباست که انسان باشیم ،درد یکدیگر را بشناسیم
و به یاری ضعیفان برویم
و از اینگونه سخن های لطیف!
مرد کوری آمد ،با عصایی در دست، از کنارم رد شد ....
دو قدم بالاتر، ناگه افتاد به رود!
جایتان خالی بود! آب او را می برد،
بی عصا ،بی عینک ،مرد بیچاره به فریاد بلند ،
داد میزد که کمک!
من هنوز اول شعرم بودم،
حیفم آمد که چنان سوژه ی انسانی را !!
نیمه کاره ،ناقص ،من رهایش سازم.
می نوشتم: که چه زیباست که انسان باشیم
درد یکدیگر را بشناسیم و به یاری ضعیفان برویم .....
مرز پایانی شعرم بودم و طرف جان می داد!
"دکترشمس"
شکسپیر گفت:
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز ..
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..
قبل از اینکه صحبت کنی گوش کن
قبل از اینکه بنویسی فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی احساس کن
قبل از تنفر عشق بورز
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر
روزی استاد پیری با شاگردش از محلی می گذشتند. در راه،یکی از اساتید جوان مدرسه ،
به آنها پیوست.آن مرد جوان ،گستاخانه و از سر غرور و تکبر،با استاد پیر برخورد کرد.
استاد پیر ،بدون آنکه جوابی به آن مرد جوان بدهد به راه خود ادامه داد.
شاگرد جوان بدون آن که اعتراضی کند،از استاد سوال کرد:«استاد،آن جوان رفتار خوبی نکرد و شما
جوابی ندادید.»
استاد پیر گفت،در حالی لبخند بر لب داشت،گفت: «وقتی تشت خالی ،در برابر آب است زیاد سرو صدا
می کند،ولی همین که پر شد ،آرام آرام سرو صدایش کمتر می شود.»
شاگرد،راضی از جواب استاد،لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
اگر دروغ رنگ داشت
هر روز شاید
ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود![]()
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ویران می کردند
اگر به راستی خواستن توانستن بود
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند
همیشه می توانستند تنها نباشند
دکتر شریعتی
| Design By : Pichak |


